السيد مرتضى العسكري
65
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
ج - در كتاب مروج الذهب آمده است : هنگامى كه آدم به شيث وصيت كرد ، شيث آن را برگرفت و محتواى آن را به خاطر سپرد و به فرمانروايى و حكومت ميان مردم پرداخت و مقررات پدرش را به اجرا گذاشت . سپس همسرش از او بار گرفت و انوش را به دنيا آورد . آنگاه بود كه نور درخشان موجود در پيشانى شيث به انوش منتقل گرديد . اين انتقال به هنگام ولادت او صورت گرفت . چون انوش به حد كمال رسيد ، شيث وديعهء آدم ( ع ) را به او سپرد و او را از موقعيت و شرف و كرامت اين وصيت آگاه ساخت و به او سفارش كرد كه [ او نيز ] فرزندش را به حقيقت اين شرف و كرامت با خبر سازد و فرزندانشان را نيز بر اين امر آگاه گردانند ، و امر اين وصيت را مادام كه نسلشان بر قرار است در ميان خود يكى پس از ديگرى انتقال دهند . « 1 » وصيت همچنان جارى بود و از قرنى به قرن ديگر منتقل مىشد تا اينكه خداوند نور تابان را به عبد المطلب و از او به فرزندش عبد اللّه پدر رسول خدا ( ص ) رسانيد ؛ و ما به خواست خدا اخبار برخى از ايشان را ضمن اخبار اجداد پيامبر ( ص ) خواهيم آورد . وصيت شيث به فرزندش انوش در تاريخ يعقوبى آمده است : چون مرگ شيث فرا رسيد ، فرزندان و فرزندزادگانش كه شامل انوش و قينان و مهلائيل و يرد و اخنوخ و زنان و فرزندانشان بودند گرد بستر او را گرفتند . شيث بر آنان درود فرستاد و بر ايشان از خداوند بركت خواست و پيش از همه ، به اين امر سفارش كرد كه با فرزندان قابيل ملعون آميزش نكنند ، آنگاه به فرزندش انوش وصيت كرد و او را فرمان داد تا جسد آدم را همچنان نگهدارد ، و اينكه تقواى الهى پيشه كند و قومش را نيز به تقواى الهى و عبادت نيكو فرمان دهد ؛ آنگاه ديده از جهان فرو بست . « 2 »
--> ( 1 ) - مروج الذهب مسعودى ( 1 / 48 ) . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ( 1 / 8 - 9 ) .